آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)

28

مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)

اصل سوّم : بعد از مفارقت نفس از بدن مادى ، نفس به استكمال ذاتى و غايت وجودى فرد رسيده ، با فاعل و منشأ وجود نفس متّحد مىشود . اما بدن مادى پس از مفارقت نفس از آن ، به سوى نفس حركت مىكند . اين حركت از آن جهت رخ مىدهد كه ارتباط نفس و بدن حتى پس از مفارقت نفس از بدن به كلى قطع نشده ، و بدن متعلق هر نفسى حامل آثار و ودايع همان نفس است كه بواسطه همين ودايع هر بدنى ، از ديگر بدنها متمايز مىشود . اتحاد نفس با بدن و تعاكس ايجابى و اعدادى بين اين دو ، سبب حصول اين آثار و ودايع از جانب نفس در بدن مىشود . غايت حركت استكمالى بدن ، اتحاد آن با نفس در قيامت است . اين امر تحقق اصل « كل شى يرجع الى اصله » مىباشد . دومين بخش رساله عهده‌دار مقايسهء نظر خاص آقا على با نظر اشاعره از يك سو و نظر صدر المتألهين از سوى ديگر مىباشد . نقد اجمالى آقا على به اين دو مبنا راه را براى فهم ديدگاه ويژه وى هموار مىسازد : اشاعره پنداشته‌اند كه معاد عينا همان دنياست ، چرا كه عود را عود نفس از برزخ به دنيا ، و تعلقش را به بدن دنيوى براى مرتبهء دوّم مانند تعلق نفس به بدن قبل از مفارقت از بدن ، بدون هيچ فرق قابل توجهى گرفته‌اند . به نظر ايشان پس از اجتماع اجزاء متفرق بدن ، نفس از برزخ به آن ملحق مىشود . واضح است كه اين قول نه تنها عقلا باطل است ، بلكه با ضروريات نقلى نيز در تعارض مىباشد ، چرا كه نشأه دنيا و آخرت نمىتوانند يكسان باشند . ظاهر كلام جناب صدر المتألهين اين است كه وى بدن دنيوى را از درجهء اعتبار در عود و معاد ساقط كرده است ، چرا كه نزد وى بدنهاى اخروى مجرّد از ماده دنيوى قابل حالات مختلف و پذيرش صور و تجدد حركات و كون و فساد هستند و تنها از صور امتداديه مجرد نيستند . در انديشهء وى بدن اخروى تنها به جهت فاعليت قائم است ، اما بدن دنيوى هم به جهت فاعليت و هم به جهت قابليت قوام دارد . بنابراين بدن اخروى در بيانات مؤسس حكمت متعاليه همان بدن برزخى است ، اما بدن دنيوى با عناصر متشكل آن فاسد شده ، لذا نفس بار دوّم به آن تعلق نمىگيرد . به نظر حكيم مؤسس حق مطلب در بحث معاد جسمانى اين است كه نفس براى بار دوّم به بدن دنيوى تعلق مىگيرد ، اما با رجوع بدن به آخرت و ارتقاى آن به حيث نفس ، نه با